تبليغاتX
ناکوکی تو از من
 

بچه ها دوس دارن وقتی بزرگ شدن هر کدوم یه جور خونه ای داشته باشن. یکی

دوس داره یه خونه ی بزرگ داشته باشه یکی دوس داره خونه ش از شیشه باشه...

(اصلن فکر نکنید که من می خواستم خونه م هر جوری که هست سبز باشه! سبز

و همیشه سبز!) میگن داداشم دوست داشت یه خونه ی ۹۹ طبقه داشته باشه!

اما من دوس داشتم یه خونه از کالباس داشته باشم!

نه جوری که قطعه قطعه از کالباس درست شده باشه. بلکه یه کالباس خیلی بزرگ 

رو تصور می کردم که توش رو خالی کرده باشن تا شده باشه یه خونه!

القصه روند رویای ما خوب پیش می رفت تا این که یه مشکلی به وجود اومد که خواب

کودکی های من رو آشفت. این خونه لامپش نمی تونست از کالباس باشه. خب من

چی کار می تونستم بکنم؟ با خودم گفتم کاری نداره که! یه لایه نازک کالباس می

دیم رو شیشه ی لامپ می گیم این هم از کالباسه. اما نمی شد که! کافی بود زنم

بفهمه که این خونه اون خونه ی موعود نیست که قبل از ازدواج بهش گفته بودم همه

چیش از کالباسه. اون وقت... یا کافی بود تو یه مهمونی یه لامپ بسوزه تا همه

بفهمن من داشتم دروغ می گفتم.

تا وقتی ۵ سالم بود هر صبح که از خواب پا می شدم این فکر آزارم می داد. اما بعدش

فهمیدم که انگار داداشم درست تر فکر می کرده. پس من تصمیم گرفتم یه خونه ی

100 طبقه بسازم. که هم منطقی تر باشه (آخه همه ش از اون می پرسیدن چرا ۹۹

طبقه؟) هم بلند تر.

اونو نمی دونم ولی من دارم واسه رویای کودکی هام تلاش می کنم.

 

  

+  87/05/21      | 

 

اون کار مشترک به سر انجام نرسید. گرچه ملودی اون کار رو خیلی دوست

 دارم اما چون ضبط کار تمامن با گیتار اکتریک بوده نتیجه ی کار با ضبط خونه

 گی خیلی مطلوب نبوده. در هر حال این کار جدید رو که می ذارم خودم

خیلی دوست دارم. توی سایت خوبی هم آپلود کردم. کار ۵/۱ مگابایت

 هست. بنا بر این اگه کامل دانلود نشد (که ممکنه) می تونید دوباره تلاش

کنید.

وقتی با من می مونی...

 

+  87/05/18      |