اون روز "کافه نادری" رو خونده بودم. واسه م جالب بودم. چند تا کار
کلاسیک ضعیف باعث نمی شد مجموعه و خودش رو دوست نداشته
باشم. "اسکناس" رو زندگی می کردم که با زیرکی "موسیقی روحوضی
ایران" دونسته بود تا مجوزش رو بگیره. با یه پاپیون خوشگل و یه سیگار
برگ تو دستش می خواست بگه متفاوته(که بود). اما ماجرای این ژست
ادامه پیدا کرد. همکاری هاش با دیگران کمتر شد و بیشتر از هر چیز رو
خودش متمرکز شد. با آلبوم "ادبیاتی دیگر" باز هم می خواست بگه که
هنوز متفاوته. اما دیگه نبود. ضعف "بانوی شرقی" رو با پاپ خوندنش
تکرار کرده بود. غافل از این که صدای ممتازی که "بهروز صفاریان" تو آلبوم
"اسکناس" ازش درآورده بود منحصرن کار بهروز بوده و بس (که معروفه رس
خواننده ها رو می کشه!) توی آخرین آلبوم اسپانیش و ایتالیایی خونده.
و لابد علتش فقط علاقه مندی به این کشورها و فرهنگشون و از این حرفا
بوده. رسیدیم به "کنارم بخواب و ..." که به اصرار اخوی از یوتیوب دانلود
کردم تا ببینم شاهکار چه خونده! البته نتیجه معلوم بود که چه شاهکاری
خونده! ملودی بسیار شبیهش به کار معروف داریوش "تو اون شام مهتاب"
و صدای فالش خواننده فقط اعصابم رو به هم می ریخت. هزینه ی اجرا با
فلان ارکستر فیلارمونیک بمونه که این هم در راستای تجربه ی شکست
خورده ی علیرضا عصار در آلبوم آخرش بوده.
من "شاهکار" " خیال نکن نباشی" و "خیالی نیست" رو که همزمان
مدرس دانشگاه هست رو قطعن ترجیح میدم به "شاهکار" "کنارم بخواب"
که کرسی تدریسش رو هم به دلایل مبهمی از دست داده.
اتود "وقتی با من می مونی" چند انتقاد قشنگ رو از جانب دوست خوب و عزیزم
هادی حسینی نژاد در پی داشت:
"کار وقتی با من میمونی رو شنیدم. جالب بود. چند تا نکته به ذهنم رسید. اول راجع به ترانه: ترانه ی ساده ای بود اما سادگیش توجیه پذیر بود. اما اون مصرع: روز رو میشه کرد با شب و سیاهی هم نبرد معنای درستی نمیده.وقتی میگی همنبرد یعنی دستشون تو یه کاسه هست و دشمن هم نیستند. مصرع: شاهم و پیش نگاه تو من کیشم خوب نشسته تو کار. راستی اون بیت: تو معنی نو عشقی توی کوران علاقه هرلحظه ی بات شبیه یه اتفاقه منو یاد یه کار از رضا یزدانی(یغما)انداخت: معنی معجزه بودی توی کفران علاقه هر نگاه ساده ی تو واسه من یه اتفاقه.. راجع به ملودی باید بگم خیلی بیشتر جای کار داشت.البته قشنگ بود اما ملودی ها هم تکرار میشدن(منظورم آکوردهاست).مثلا اونجایی که زیر صدا با فاصله سوم خوندی خیلی به کار رنگ و رو و قشنگی داد. در کل لذت بردم و همیشه کاراتو دنبال میکنم. موفق باشی"
راجع به کلمه ی "هم نبرد" خودم هم لحظه ای به فکر رفتم و پذیرفتم که کاربردش
در این جا اشتباه بوده. اما باز هم فکر کردم! "هم نبرد" در فرهنگ عمید معادل
هماورد و هم جنگ قرار داده شده. بعد رفتم شاهنامه رو دیدم:
کسی را که رستم بود هم نبرد سرش ز آسمان اندر آید به گرد
یا:
ندارم سواری ورا هم نبرد از ایران نیارد کس این کار کرد
همین طور:
همین گفت هومان چه مرد منست که پیل ژیان هم نبرد منست
دیدم که "هم نبرد" به معنی جنگنده ای از سپاه دشمنه. اما در تکمیل میشه گفت
که هم نبرد به معنی "هم جنگ" می تونه معنایی اعم از دشمن و خودی رو داشته
باشه.(به زعم من البته)
اما در مورد:"... هر لحظه ی با تو شبیه یه اتفاقه" و قرابت اون با ترانه ای که رضا
یزدانی خونده، باید بگم در لحظه ی نوشتن این کار می خواستم عینن اصل رو کپی
پیست کنم (آرایه ی تضمین). اما حالا میشه این رو تلمیح دونست. به هر حال این
کار آگاهانه بوده و ماجراش هم اینه که این ملودی روی ترانه ای از یغما ساخته شد.
اما به جهت موزون بودن مطلق اون کار و سرعت بالایی که تلفظ هجاها در مترونم
بالای این ملودی داشت، نتیجه خیلی جالب نبود. بنا بر این ترانه ای رو روی ملودی
گذاشتم. این ترانه موزون نیست و به فراخور ملودی دچار شکست هم شده.(شاهم
و ... پیش نگاه تو من کیشم) اما اون ترانه از یغما ترانه ی "حوای بی حواس"
از مجموعه "تصور کن" صفحه ۲۸ هست: (با وزن تقریبی مفتعلن فاعلن)
دستامو که می گیری هر پنجره نو می شه
شب یک دفعه تسلیم عشق من و تو می شه ...
در مورد تکرار آکوردها هم می تونم بگم در یک اتود ۵/۱ دقیقه ای به خصوص وقتی
قراره که دو شقه ی قبل از ترجیع بند، ملودی یکسانی داشته باشن، نمی شه
آکوردهای بیشتری به کار برد. نباید فراموش کرد که به گوش معمولن کلاسیک
نشنیده ایرانی ها همین تکرارهاست که کار رو قشنگ جلوه میده.
باز هم از هادی ممنونم که دقیق کارهای منو پیگیری میکنه و خوب هم به نقد
می کشه.